سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

مقدمهء مصحح 30

مذكر احباب ( فارسى )

چندگانه و ويران‌گر عبيد اللّه ازبك به هرات و خراسان ، در بيشترى متون مربوط به سده‌هاى دهم و يازدهم به تفصيل ياد كرده‌اند اما از اين دقيقهء نازك ، كه در حملهء نخست عبيد اللّه ازبك به هرات ، پدر نثارى - سيّد پادشاه خواجه - مأمور شد و به قلعهء اختيار الدين رفت و با سران هرات به مذاكره پرداخت و آنان را راضى به تسليم كردن شهر كرد ، نمىتوان اطلاع يافت الّا از طريق مذكّر احباب . 2 . به لحاظ ادب فارسى ادبيات فارسى در عصر صفوى ، پهنه و گسترهء وسيعى از منطقهء ما را در آغوش زيبايش ، آسايش و نوازش مىداده است ، آسياى صغير ، ماوراء النهر ، شرق ايران و شبه قارهء هندوستان . در اين حوزهء گسترده زبان و ادب فارسى منشور ذهنى مردم را شفّاف مىكرده است . مطالعهء ادبيات فارسى و تأليف تاريخ ادبيات زبان فارسى در اين حوزهء گسترده بدون بررسى و مطالعهء اسناد منطقه‌يى ، البتّه ميسّر نيست . درست است كه تحقيقات معاصران ما در زمينهء فرهنگوارهء نام شاعران فارسىگوى و هم در زمينهء تاريخ ادبيات فارسى ارزشمند است و مغتنم ، اما بايد دانست كه حتّى همين كارهاى ارزشمند نيز به هيچ روى تاريخ ادبيات فارسى را - خصوصا در سده‌هاى دهم تا سيزدهم هجرى - و هم جمع كلان و وسيع نام شاعران را - در همان دوره - نشان نمىدهند . آقاى دكتر ذبيح اللّه صفا كه در مجلّدهاى سه‌گانهء تاريخ ادبيات در ايران ، به ادبيات فارسى در فرارود توجّه داشته و به ادب فارسى و اديبان فارسىزبان يا فارسىدان دربار ازبكان شيبانى و خانات خيوه و خوارزم توجّه داده است ، با كمال تأسّف ، به علّت عدم شناخت از مهمترين منبع ادبى ماوراء النهر - كه تذكره حاضر باشد - نتوانسته است تاريخ ادبيات فارسى سدهء دهم هجرى را در فرارود بدرستى ترسيم كند . ايشان اگرچه با نام مذكّر احباب آشنا بوده است اما به صورت نادرست آن : مذكّر الاحباب « « 1 » » - كه در دو جاى از اثرش از آن ياد مىكند و پيداست كه آشنايى فقط از طريق تاريخ تذكره‌هاى فارسى بوده است و بس « « 2 » » !

--> ( 1 ) . ر . ش : تاريخ ادبيات در ايران ، 5 ( 1 ) 510 - 511 . ( 2 ) . بايد دانست كه تاريخ ادبيات در ايران از جمله تحقيقات ارزشمند معاصر است كه آقاى دكتر صفا يك‌تنه انجام داده است . البته تاريخ ادبيات فارسى را مىبايست يك گروه محقّق متخصّص ، آشنا به قلمرو زبان و -